الشيخ محمد الصادقي الطهراني
71
رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)
مسألهى 81 - در شستن صورت و دستها ترتيب خاصى شرط نيست كه « فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ » شستن صورت را بههر وجهى كه خواستى واجب كرده ، و اختلاف روايات در اينكه نخست بايد از بالاى صورت آغاز كرد يا نه ، نقشى در برابر نقش مطلقِ آيه ندارد كه تنها شستن صورت را بههر صورتى كه انجام شود واجب دانسته ، و با توجه بهاطلاق آيه كيفيت خاصى در شستن صورت لازم نيست ، و اگر دستهى دوم از روايات كه شستن از بالاى صورت را ياد كرده دلالتى بر وجوب كند چون بر خلاف آيه و روايات بسيارى است كه وضوى رسولاللَّه صلى الله عليه و آله را گزارش داده و چنان كيفيتى را هم بيان نكرده مطرود است و قابل قبول نيست . روى اين اصل اسلوب خاصى در شستن صورت نخواهيم داشت ، بهجز اينكه « صورتهاى خود را بشوييد » - چه ارتماسى كه يك جا بر آن آب بريزى - و يا زير آب ببرى ، و چه ترتيبى كه نخست از بالا يا پايين و يا از وسط و يا هر شكل ديگر ، ولى شستن از بالا معمول عرفى است و مسلماً بهتر است ، البته نه با دقتهاى هندسى كه احياناً بهعنوان تكليف در رسالهها ياد شده است ، و اصولًا اين دقتهاى بهنام احتياط بر خلاف احتياط بوده و روح عبادت را محو و انسان را شش دانگ محو چهرهى ظاهرى عبادت مىكند . مسألهى 82 - سپس بايد ميان مرفقها و سرانگشتان دست راست را بشويى كه هر سه قسمت دو استخوان رابطه ميان دو قسمت دست را ، و طبعاً ميان دو استخوان را نيز سرجمع بايستى تا سرانگشتان بشويى ، و بعداً بههمينگونه دست چپ را ، و در هر دو دست نيز چه از مرفقها تا سرانگشتان را بشويى و چه برعكس از سر انگشتان تا مرفق بههرحال فرقى ندارد الّا اينكه فرض اول مطابق عرف عقلاست و ملتزم شدن بهفرض دوم هم زائيده تعصبّات جاهلى است « 1 » . كه آيه و بسيارى از روايات در اينباره مطلق
--> ( 1 ) - در اينكه شستن صورتها بههر صورتى درست است سيد مرتضى و ابن ادريس قائلاند ( 1 : 57 ) و ابن سعيد و صاحب معالم در اثنى عشرية بهگروهى از متأخرين از آنها هم نسبت دادهاند و شيخ بهائى ، صاحب مدارك و ذخيره و نيز فيض كاشانى ( 1 : 45 ) قائلند ، و تنها ابن سعيد در شستن دستها از سرانگشتان مخالفت كرده است ( 1 : 252 ) مفتاحالكرامة ، و در كتاب اصباحالشيعه شستن از سرانگشتان را بهعنوان « قيل » آورده كه اشارهاى است بهاين اقوال ياد شده ، و در كتاب سرائر ابن ادريس آمده است كه ابتدا كردن بهمرفق واجب است و لكن صحيح در مذهب شيعه اين است كه عكسش مرجوع ولى باطل نمىباشد ، و در شرايع است كه شستن از مرفق ظاهرتر است ، و علامه در تذكره شستن از بالاى صورت را بهعلماى شيعه نسبت داده ، بر خلاف كمى از آنها مانند سيد مرتضى و تمامى علماى سنى كه بههر وجهى جايز مىدانند . در شستن صورت و دستها و مسح كردن سر و پاها هيچگونه كيفيتى در آيهى وضو مطرح نيست ، و « الى المرافق » در دستها بهاصطلاح براى پايان مغْسول است و نه غَسْلْ ، يعنى دستها تا مرفقها بايد شسته شوند ، كه اندازهى شستن در آنها ميان دو حد است ، سرانگشتان كه معلوم و آخرين حدّش مرفقها است . بنابراين كيفيت خاصى در شستن دستها مطرح نيست ، ولى اگر « الى الْمرافِقِ » متعلّق به « اغْسِلُوا » باشد نظر سُنيان خواهد بود ، اما با ادلّهاى كه در كتب مفصل فقه و تفسير آوردهايم - و در متن هم اشاره كرديم - چنان نيست